قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
806
درة التاج ( فارسى )
جسم - و از شرط متصرّف در جسمى نيست - كى مبدع آن باشد ، و نه از شرط مبدع جسمى كى متصرّف باشد در آن . و مستنكر ندارند كى هيآت جرمانىّ مماثل يا « 1 » مناسب هيآت روحانىّ باشند ، جه انسانيّت كلّىّ در ذهن مجرّدست ، و غير متقدّر ، با آنك انسانيّتى كى در اعيان است جنين نيست ، و لازم نيايد ازين كى اين ذوات از بهر آن حاصل شذه باشند « 2 » - تا جون غالب و مثالى باشند انواع را ، - جه مبدع اشيا محتاج نشود در ابداع او ايشان را بمثلى - تا دستورى باشذ صنع او را . و اگر محتاج شدى به آن مثل محتاج شدى « 3 » بمثلى ديگر إلى غير النّهايه و آنج قالب و مثال را از بهر آن فرا گيرند ، واجب باشذ كى او اشرف باشذ از هر دو ، - جه او غايت است ، و لازم آيذ كى جسمانيّات افضل باشند از روحانيّات ، و اين صحيح نشود در عقول سليمه . و آن كس كى « 4 » او را رتبت ايجاد اين انواع جوهرىّ « 5 » باشذ ، لابدّست كى ذات او شرف باشذ از ذوات ما ، - كى نفوس ناطقهء ماست - بتفاوتى - نه اندك ، - جه نفوس ما قاصرست از ايجاد جرمى ، خاصّه از ايجاد جيزى كى اشرف باشذ از آن ، و آنج او بذين مثابت باشذ او فعلى نكند از آن روى كى او متعلّق باشد بجسم - تعلّق استكمال به آن ، بس اين ذوات آنج كنند از انواع از آن روى كنند كى ايشان عقولاند ، نه از آن روى كى ايشان نفوساند . اگر ايشان را تعلّقى باشد بأجسام باعتبار ما . و جون دانستند از ادراك عقول ذ « ( و ) » ات خويش را - كى ايشان بسيطاند ، واجب شذ ازين ، كى هر يك ازيشان از آن روى كى او جنان است ازلىّ باشد ، و ابدىّ ، به عين آنج به آن بيان كردهاند آن را - در نفس ، از حيثيّت ذات بسيطهء او .
--> ( 1 ) - با - اصل - مب - نا - م . ( 2 ) - باشد - ط . ( 3 ) - نشدى - اصل . ( 4 ) - را كه - ط - مب . ( 5 ) - جواهرى - اصل - جوهر - مب .